عماربن یاسرگوید:درسفری همراه رسول خدابودم روزی درصحرایی ازاسب

پایین آمدیم رسول خدابه دودرخت کوچک نگاه کردوفرمود:

 

ای عمار!بروکناراین دودرخت وبگو:رسول خدابه شمادستورمی دهدکه

کنارهم قراربگیریدتادرزیرشمابنشیند.

 

عمارگوید:من آمدم وگفتم.

 

آن دودرخت چنان بهم چسبیدندکه مانندیک درخت شدندورسول خداآمدوپشت

آنهاقضای حاجت کرد.هنگامی که خواست بیرون آیدفرمود:هرکدام جای

خودتان برگردیدوآنهابرگشتند.

منبع:کتاب فضایل اهل بیت۲.علامه سیداحمدمستنبط

/ 2 نظر / 25 بازدید
خريد ارزان

سلام خوشحال ميشم به منم سر بزني فروش انواع ادکلن و عينک و ساعت و .... با قيمتهاي رقابتي www.persianshop.biz ممنون [گل]

مادر

آفرین به شما وقتی به وبلاگ بسیار غنی و پر ارزش شما سر میزنم یک عالمه به معلوماتم افزوده میشود و یک عالمه قلبم شاد میشود به داشتن چنین دختر عزیزی سید خدا التماس دعا